العلامة المجلسي
90
حياة القلوب ( فارسي )
گفت : بلى . فاطمه گفت : چه شود اگر مرا عقد كنى ويك مرتبه با من نزديكى كنى ومن صد شتر به تو بدهم . عبد اللّه ملتفت نشد ورفت . وبعد از آنكه نطفهء طيّبهء حضرت رسالت پناه در رحم آمنه قرار گرفته بود ، باز روزى بر آن زن گذشت واز أو آن خواهش سابق را نديد ، از سبب آن سؤال نمود ، گفت : براي امرى تو را مىخواستم كه اكنون به تقديرات ربّانى نصيب ديگرى شده است وآن نور سبحانى را ديگرى متصرّف گرديده است « 1 » . وروايت كرده است كه : چون تزويج آمنه شد دويست زن از حسرت عبد اللّه مردند . وچون نزديك شد كه آن نور از عبد اللّه منتقل گردد به رحم آمنه به مرتبهاى ساطع ومشتعل گرديد كه هيچكس را تاب آن نبود كه درست به روى آن خورشيد أنور نظر كند ، وبه هر سنگ ودرخت كه مىگذشت براي أو سجده مىكردند وبر أو سلام مىكردند « 2 » . وگفته است كه : چون عبد اللّه بسوى جنان رحلت نمود دو ماه از عمر شريف حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گذشته بود ؛ وبه روايتي هفت ماه ؛ وبه روايتي هنوز آن حضرت متولد نشده بود ؛ ودر مدينه وفات يافت « 3 » . وحضرت آمنه چون به عالم قدس رحلت نمود از عمر شريف آن حضرت چهار سال گذشته بود ؛ وبه روايتي شش سال ؛ وبه روايتي دو سال وچهار ماه ؛ ووفات أو در « ابواء » واقع شد كه منزلي است ميان مكة ومدينه « 4 » . وچون حضرت عبد المطّلب وفات يافت عمر شريف آن حضرت به هشت سال ودو ماه وده روز رسيده بود « 5 » .
--> ( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 51 ؛ سيرهء ابن إسحاق 42 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 52 - 53 . ( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 223 ؛ البداية والنهاية 2 / 245 . ( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 223 . ( 5 ) . العدد القوية 127 .